خرید بک لینک

گاهی وقت ها باید سکوت کرد، سکوت بر روی همه جفاها، بر روی تمام ناملایمات، بر روی تمام حسد ها، بر روی افرادی که جز مانع تراشی راهی بلد نیستند. گاهی وقت ها باید از روی صندلی بلند شد، تا دست نشانده ای بنشیند، آری سکوت و صبر و تو مطمئن هستی علاقه ای به نشستن روی آن صندلی نخواهی داشت و تو مطمئنی روزی همه چیز تغییر خواهد کرد و آنهایی که روزی به بدرقه آمدند، به استقبالت خواهند آمد و آن روز تو دیگر آن انسان سابق نیستی، تا با لبخند تلخ از کنارشان بگذری و این را در ذهنت مجسم کنی، که انسان عاقل هرگز استفراغش را مجددا نشخار نمی کند. شاید فصل فصل پوست اندازی است، فصل فصل نو شدن و بهاری که نزدیک است و برفی که آخرسر در گرمای کم فروغ فروردین تاب نمی آورد و آب می شود تا ظلمت پایان یابد و آنجا دیگر نه سرمای حسدسوز زمستان است، که بال ظریف پروانه ها را بسوزاند و نه کین و حسرتش به تو آسیب می رساند. آری گاهی وقت ها باید فاصله گرفت، از هم کیشان، از هم نویسندگانی که برای مقام می نویسند و چون به جایگاهی می رسند نظام را وسیله پیشرفت خود می کنند و همه را می سوزاند و همه نظرها را عوض می کنند و باید کنار بنشینی، چون شخصیتت اجازه هم کلامی با لاشخورها و کفتارها را نمی دهد. بگذار در حسد خود بسوزند، بگذار گمان کنند که تو را منزوی کنند ولی هیچ عقابی بر فراز ابرها با وجود خالق تنها نیست، اوج گرفتن مختص ذات، یکتا پرستان است، نه پست پرستان. و روزی را می بینم، که آمد نیوزهایی از همین نویسندگان گستاخ شکل می گیرد و حامیان آنها تازه از خواب بیدار می شوند، که بر روی کدام سراب رویا ساختند و آن روز تو دیگر از فراز کوه ها از میهنت، نظامت و آرمان های انقلابت دفاع می کنی، آینده نشان می دهد چه افکاری زم پرور است و از

برچسب: نویسنده: لیلا حسنی تاريخ: شنبه 1 بهمن 1401 ساعت: 13:45

صفحه بندی